|
شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی!؟ به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم!؟ مگه کیه!؟ مگه واسم چیکار کرده!؟ مگه چی داره که از همه بهتر باشه!؟
... ... اصلاً من که خیلی از اون بهترم ... بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی!؟ یهو .. یه چیزی یادت میاد ... یه چیز خیلی کوچیک ... یه خاطره ... یه حرف ... یه لبخند ... یه نگاه ... و بعد ... همین ... همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی که نمی تونی فراموشش کنی !
یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت ... ! دوســـت داری ، همـــدرد نداری .. خانـــواده داری ، حمــــایت نداری .. عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری ... مثل همیشه ؛ هــمه چی داری و هــیچی نداری ... !
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت.
حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی ، زیباترین اسارت زندگی من است ! در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی ! صبر کن ، برگرد ، چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی ! دوریت زمستانی دیگر است ، کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻗﺼﻪ ﻓﺮﺩﻭﺱ ﻭ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ،ﮔﻔﺘﮕﻮﯾﯽﻭﺧﯿﺎﻟﯽ ﺯﺟﻬﺎﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮﺳﺖ،ﻧﻘﺶ ﻣﺎ ﮔﻮ ﻧﻨﮕﺎﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺒﺎﭼﻪ ﻋﻘﻞ،ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻧﺎﻟﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﻧﺸﺎﻥﻣﻦﻭﺗﻮﺳﺖ کلاغه باخیال راحت دونه های دام رومیخوره،چون میدونست کسی توی قفسش کلاغ نگه نمیداره جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو ! دلتنگی های من به تو رفته اند ، آرام می آیند ، در سینه می نشینند ، دیگر نمی روند . وقتی که بود نمیدیدم ، وقتی دیدم که نبود سالهاست کوهستان دلم به حرمت ردپایت به برفهایش اجازه ی آب شدن نمیدهد . میدانی تنهایی کجایش درد دارد ؟ انکارش ! همون قدر که ستاره هست اگه ماه بود / باز این آسمون بی تو سیاه بود . قدم به عشق تونمیرسید, به گمانم یادت پنجره ی احساسم رامیکوبد،چراکه دردلم هوای دلتنگی بپاست با تو از نابترین لحظه سخن خواهم گفت
دوستت خواهم داشت هیچ میدانی چیست?
لحظه ای نیست که در خاطر من یاد تو نیست.....
ایمان می آورم به دوستی و صداقت قاصدک !
دنیا را با بستن یک چشم با دست ، |
About![]()
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم,آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم و...
Home
|